دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

203

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

دارايى خود را به دو بخشيد و قول داد كه به دين مسيحى درآيد . از قرار معلوم ناله‌هاى محمد اثرى نداشت چون هنگاميكه لندن را در بهار سال 1627 م . با كشتىاى كه تامس هربرت جوان هم مسافرش بود ، ترك گفت زن فرنگىاى در كنار او نبود . محمد بخت‌برگشته هرگز پا به كشورش نگذاشت ، چون « تبى هولناك » او را در ربود و در دريا مرد . هربرت مىنويسد كه « ناخداى كشتى ما با شليك چهار توپ در مراسم تدفين وى در اعماق دريا ، نهايت احترام را به دو مرعى داشت « 1 » . » حال وقت آن است كه به داستان رابرت شرلى برگرديم و قصه و پايان غمبار آن را مرور كنيم . رابرت و همسرش در سال 1613 م . از انگليس به هند رفتند . از هند از راه خشكى و قندهار به ايران سفر كردند . در راه سفر با تامس كوريات ( Thomas Coryate ) « 2 » ، از شخصيت‌هاى عجيب و بوالهوس و نويسنده كتابى به‌نام Crudities كه ايران را گشته بود و در راه سفر به هند بود ( آخرين سفر ) آشنا شدند . رابرت پس از ورود به اصفهان از طرف شاه عباس براى مأموريتى ديگر عازم اروپا شد . او پنج سال در اسپانيا گذراند و همچنان درپى تلاش بىاثر خود بود تا توافق پادشاه اسپانيا را براى اتحاد با ايران در مقابل تركان و عقد قرارداد بازرگانى جلب كند . او كه در اسپانيا جز نوميدى حاصل نكرده بود در اوايل سال 1622 م . به انگلستان رفت و در آنجا عليرغم روابط خصمانه بين شركتهاى مديترانه‌اى و هندى به حضور جيمز اول رسيد . متأسفانه ديرى برنيامد كه جيمز اول درگذشت و رابرت مجبور شد كار را از نو با چارلز اول شروع كند . موقعيت او با ورود سفير ديگر ايران نقدعلىبيك كه رابرت را فردى شياد ناميد و با او رفتارى ناشايست داشت بهم ريخت . از آن پس حكومت انگلستان تصميم گرفت سفيرى به ايران اعزام دارد ، لذا سردادمور كاتن ( Sir Dodmore Cotton ) انگلستان را در مارس 1627 م . به قصد ايران از راه سورات ترك گفت . هيأت او مركب از افرادى متعدد و ازجمله جوانى از يك خانواده معتبر به‌نام تامس هربرت بود . رابرت و همسر او تره‌زا نيز با همان هيأت به طرف ايران رهسپار شدند و نقدعلى بيك هم با كشتى ديگرى راهى شد . نقدعلىبيك قبل از رسيدن هيأت سياسى به ايران به سبب رفتارى ناشايست كه در انگلستان داشت به جان خود ترسيد و لذا با ترياك خودكشى كرد « 3 » . سردادمور ، شرلىها ، تامس هربرت و ساير اعضاى هيأت پس از گذشتن از بندرعباس و شيراز و اصفهان در ماه مه 1628 م . در اشرف مازندران به حضور شاه عباس بار يافتند . شاه دادمور را به

--> ( 1 ) - هربرت ، مسافرت در ايران ، ص 28 . ( 2 ) - د . بوش در كتاب ادبيات انگليس در اوايل سده هفدهم ( آكسفورد ، 1945 م . ) ص 173 ، او را با كلماتى چون Single - Souled , Single - soled و Single - Shirted توصيف كرده است . ( 3 ) - هربرت ، مسافرت در ايران ، ص 31 . درباره مأموريت اين هيأت نگاه كنيد به : فلسفى ، تاريخ روابط ، صص 4 - 140 .